علي در بفيع
شعر زيباي (علي در بقيع) كه خانم كارگر در ايام فاطميه سال 1372 سرودند تقديم به آستان رهپويان آن زوج آسماني«حضرت علي و حضرت زهرا»:
السلام اي دخت و ام مصطفي
اي چراغ شام تار مرتضي
السلام اي شافع روز جزا
اي كه پهلويت شكسته از جفا
فاطمه اي مادر و دخت پدر
فاطمه خصم نفاق و شرك وزر
اي به روز سختي خون و قيام
تو همه زخم عليت التيام
اي ز عشق جان حيدر سوخته
اي كه دشمن رازخشم افروخته
اي يگانه يادگار مصطفي
فاطمه مظلومه آل عبا
اي يگانه اسوه بهر زينبين
اي مربي هم حسن را هم حسين
از فراق فاطمه دخت نبي
چهره پراژنگ دارد اين علي
قلبش اينك از جفاي ناكثين
پرشررگشته زجورقاسطين
اي كه حيدرازفراقت اينچنين
هست تنها اندراين دنياي كين
ناگهان جبريل حق حيدر بديد
غرق اندوه خدمت زهرا رسيد
اينچنين فرمود جبريل امين
يارب اين هارون موسايت ببين
حامدا اكنون عليّت در بقيع
بي نبي بي فاطمه اندر بقيع
صانعا قلب ملائك ريش شد
استون ارض و سما درپيچ شد
كردگارا بين عزيز مصطفي
خالقا نگذر ز اهل اشقيا
آن زمان با گوش جانش اينچنين
آن علي مرتضي سالار دين
اين سخن بشنيد از رب نبي
از خداي انبيا،يار علي
تو معطر همچو مشك جنتي
تو پيمبر را رفيق و همدمي
تو عمود دين حق سرمدي
تو پسر عم رسول امجدي
تو سرآغاز محبت اي علي
تو بهي از كون مكنت اي علي
تو يكي بحر عطوفت اي علي
تو اسد الله رحمت اي علي
هم دلير و بي نظيري در جهاد
هم به محراب نماز يكتا عباد
ناخداي كشتي توحيد تو
در شب ميته يگانه شير تو
تو علي مرتضي شير خدا
تو ترازوي عمل روز جزا
عمر خطاب و بوبكر دگر
عثمن و ابن ابوسفيان شر
آن همه بر كشتي باطل سوار
آن ذليلان را به آزادي چكار
تو يگانه معني روز غدير
تو امام شيعياني اي دلير
سالكا بايد كه بودن در جهان
تابع اطهر نبي انس و جان
مست عشق حانيه دخت نبي
شيعه شير خدا يكتا علي